به فرآیند شکل گیری شرکت های تعاونی روستایی دقت بیشتری داشته باشیم
شرکت های تعاونی تنها یک شخص حقوقی نیست که سازمان های دولتی یا بخش خصوصی بتوانند با آن ها وارد قراردادهای پیمانکاری مختلف شوند. تعاونی یک نهاد اجتماعی است. این رویکرد برگرفته از این دیدگاه است که برای اینکه مردم در یک روستا یا در یک اجتماع محلی کنار هم گرد آیند و باهم یک تعاونی شکل دهند، شایسته است که باهم گفتوگو کنند، و به هم نزدیک شوند و از آن مهمتر، به یک درک مشترک درباره ضرورت شکلدهی تعاونی برسند. ممکن است که برخی بیشتر از سایرین، به تشکیل تعاونی اعتقاد داشته باشند، اما ضرورت دارد که بر سر مجموعهای از اصول و ارزشهای حداقلی یک تعاونی اشتراک نظر داشته باشند. مهم است که در طی یک دوره زمانی، اهداف مشترک خود را بیابند، و بدانند که به چه منظور تعاونی را شکل میدهند و درعینحال برای این همکاری در قالب تعاونی، روشهایی را برای همکاری بیابند. در تمام مراحل، باهم در ارتباط باشند تا بتوانند پایههای تعاونی را بگذارند که تنها یک شخص حقوقی (با یک مدیرعامل فعال) برای قرارداد بستن با بخش دولتی نیست. درواقع، تعاونی یک گروه اجتماعی است که میخواهد نقشآفرین باشد و برای اجتماعی شدن آن لازم است که اعضای آن به هم اعتماد کنند، باهم گفتوگو کنند و همکاریهای کوچکی را آغاز کنند. با این وصف، تعاونی زمانی شکل میگیرد که اعضای آن پیش از تشکیل به هم نزدیک شده باشند و برای یک همکاری مبتنی بر تعاون آماده گشته باشند. اعضای تعاونی شایسته است که شعار تعاون را باهم تمرین کنند: یکی برای همه و همه برای یکی. "یکی برای همه" یعنی اینکه هر کس مسئولیتهایی را نسبت به تعاونی بر دوش دارد که باید انجام دهد. در اینجا، مفهوم سهم فقط پرداخت یک مبلغ مشخصشده پول در اساسنامه نیست. سهم یا بهعبارتدیگر سهم مشارکت همان مسئولیتهایی است که انتظار میرود مطابق با میل و تقسیم نقش بر عهده هر یک اعضای تعاونی گذاشته میشود. همه برای یکی" یعنی اینکه تکتک اعضا بهحساب آیند و دقت شود که صدای آنان شنیده شود و به حقوق آنها احترام گذاشته شود. اگر عضوی از تعاونی دچار مشکلی شد، همه در جهت رفع آن بکوشند یا دریافتن راهحل مناسب به آن عضو کمک کنند. این روح تعاون سابقه دیرینهای در کشور ما دارد و با الگوهای یاریگری در روستاها خوانایی دارد. البته آنچه در اساسنامه یک شرکت تعاونی میآید، مشخص شدن موضوع، اهداف، ساختار و رابطه تعاونی با دولت است. این موارد لازم هستند ولی کافی نیستند و برای همین، رسیدن به همین اصول و ارزشهای نانوشته همکاری که ممکن است از گذشته در اجتماع محلی موجود باشد، بخشی از فرآیندی است که تسهیلگران با دقت پیگیری میکنند. اگر با همین روش، شکلگیری تعاونی تسهیل شود، در این صورت مطمئنتر میشویم که شرکت تعاونی بهعنوان یک گروه محلی که در میان اعضای آن تعامل وجود دارد، به هم اعتماد دارند، و همکاریهایی را در سطح محلی باهم تحقق بخشیدهاند، میتواند پایدار بماند. در ضمن این فرآیند، پایه و اساس رعایت مدیریت مشارکتی و اداره مطلوب امور[1] در شرکت تعاونی است.
با این مقدمه، لازم است تسهیلگران در جهت شکلدهی تدریجی تعاونیها اقدام کنند و البته این کار با خواست افراد جوامع محلی (و نه بهصورت تحمیلی) بهپیش برده شود. در روستاهای هدف توانمندسازی و به فراخور حس نیاز از سوی مردم، زمینه برای شکلدهی تعاونی باید آماده شود، یعنی اینکه اندازهای از اعتماد میان اعضاء به وجود آمده است، و افراد برای تحقق برای اهداف یا حتی برای برگزاری برخی از مراسمها، باهم همکاریهایی را شروع کردهاند یا اگر قبلاً این همکاریها را داشتهاند ولی بهتدریج کمرنگ شده است، دوباره این همکاریها را زنده سازند.
در فرآیند شکلدهی تعاونیها، لازم است که تعجیل نشود، صبورانه بهپیش رفت، و تا جایی که لازم بود، درباره مسائل مختلف تعاونی، اعم از تعیین موضوع و اهداف، شیوههای مدیریت تعاونی، چگونگی تقسیمکار (شکل گرفتن کارگروهها در چارچوب تعاونی) و نحوه ارتباط تعاونی با صندوق و مسائلی ازایندست، گفتوگو صورت گیرد. ویژگیها و اصول این فرآیند میتواند به شرح زیر خلاصه گردد:
1- فرآیند تدریجی: فرآیند شکلگیری تدریجی است (زمان میبرد).
2- نیاز محلی: مبتنی بر نیاز اجتماع محلی است (درونزا باشد)
3- گفتوگو: گفتوگو یکی از ابزارهای مهم مشارکت در تمامی مراحل است (تصمیمات مبتنی بر مشارکت باشد و اعضا برای رسیدن به تصمیمات باهم گفتوگو کنند).
4- اعتماد: لازم است که در طی فرآیند، اعضاء به هم اعتماد میکنند.
5- همکاری گروهی: افراد باهم همکاری در گروه محلی یا در گروهها فعالیت میکنند یا میل به همکاری دارند.
6- کتبی بودن: هرجایی که لازم است که تصمیمات مکتوب میشود.