باز هم تأکید بر درس آموخته
همین هفته پیش، با چند تن از دوستان در باره درس آموخته صحبت می کردیم و در حین صحبت ها، متوجه شدم که دو مفهوم «دستاورد» و «درس آموخته» را با هم اشتباه می گیرند. به نظرم پیش از این در این مورد توضیح داده بودم اما به نظر می آید کافی نیست. بگذریم. دستاورد یعنی آن بخش از نتیجه فعالیت ها در یک محله یا در روستا یا اصولاً در یک سازمان که برایش برنامه ریزی شده و حاصل خروجی های متعددی است که به واسطه فعالیت ها به دست آمده است. برای مثال، گروهی از دانش آموزان در یک مدرسه با کمک معلمشان، می خواهند دیواری را در حیاط مدرسه نقاشی کنند. دو تن از دانش آموزان طرحی را آماده می کنند و این طرح در جمع دانش آموزان و چند تن از معلمان مورد بررسی قرار می گیرد و نهایی می شود. این طرح خروجی فعالیت طراحی است. از میان همین جمع، دو تن نیز مسئولیت تأمین مالی را بر عهده دارند و برای این کار، شروع با گفتگو با دانش آموزان در کلاس مدرسه، مدیر مدرسه و انجمن اولیا و مربیان می کنند. آنان موفق می شوند پول مورد نیاز برای خرید وسایل و رنگ را تأمین کنند. این مبلغ خروجی فعالیت تأمین مالی است. دو تن از بچه ها زمینه دیوار را برای نقاشی آماده می کنند. این زمینه آماده شده خروجی دیگری است. یکی از دانش آموزان طرح را روی دیوار منتقل می کنند و کار نقاشی و رنگ کردن آغاز می شود. سرانجام نقاشی دیوار تمام می شود. این نقاشی حاصل خروجی های متعددی است و دستاورد این برنامه ریزی تلقی می شود. البته دستاورد دیگری هم شکل گرفته است و آن تیم منسجمی است که توانسته است با هم کار کند.
دانش آموزان چند روز پس از این که موفق شدند، جلسه ای برگزار کنند. آنان در جریان جلسه متوجه درس هایی شدند که درطی مسیر یاد گرفته اند. مثلاً متوجه شدند تقسیم کار مطابق با علاقه و توانایی اعضا چه اندازه به پیشبرد سریع کارها کمک کرده است. همچنین متوجه شدند که جلسات منظم باعث شده بود که تیم آنها بازهم هماهنگ شود. یکی از دانش آموزان به ناهماهنگی ها اشاره کرد و گفت که یکی از علت های این بود تصمیمات را مکتوب نمی کرده اند و درست از زمانی که متوجه شدند باید تصمیم ها مکتوب شود، کارها بهتر هماهنگ می شد و پیش می رفت.
نکته مهم در باره درس آموخته این است که دانش آموزان می توانند از درس های خود برای فعالیت های بعدی خود استفاده کنند. البته وجود یک تسهیلگر می تواند کمک کند که این جلسات و نشست ها بهتر پیش رود.
البته می توان گفت که برخی از درس های آموخته مهم نیز دستاورد محسوب می شوند ولی هر دستاوردی درس آموخته نیست. دستاوردها حاصل خروجی های متعددی است که نشان دهنده موفقیت است. وقتی دستاوردها محقق می شوند، انگار هدف یا بخشی از هدف معین محقق شده است.
گفتگو در باره درس های آموخته ارزشمند است زیرا کمک می کند تا درسی که یکی از اعضای تیم یا گروهی از آنها گرفته است به سایر اعضای گروه منتقل شود و در عین حال، اگر موردی که در جلسه به عنوان درس آموخته بیان می شود، واقعا درس آموخته نیست، اعضا در باره آن صحبت می کنند تا بیشتر موضوع مورد کنکاش قرار گیرد.
درس های آموخته را باید بنویسیم. اصرار دارم بگویم که نوشتن تنها یک عبارت به عنوان درس آموخته کافی نیست. توصیه سعید این است که عنوانی را برای درس آموخته انتخاب کنید. عنوانی که مرتبط باشد و خواندن درس آموخته را شیرین تر کند. در باره درس آموخته خوب توضیح دهید و بهتر است داستان آن را بنویسید که چگونه چنین درسی حاصل شده است. به زمان و مکان آن اشاره کنید و سعی کنید به گونه ای بنویسید که اگر کسی که در جریان نبود متوجه شود که ماجرا چه بوده است. حتما بنویسید که این درس چگونه می تواند مفید باشد و اصولاً چه کسانی می توانند از آن بهره مند شوند.
خوب است تسهیلگران در باره این دو مفهوم خوب بدانند.