نوشتن یکی از مهارت های چهارگانه زبانی است که لازم است به آن تجهیز باشیم. اما نوشتن کجا به ما کمک می کند؟ بگذارید کمی در باره نوشتن، بنویسیم. ابتدا اینکه در جلسات و کارگاه ها، به عنوان تسهیلگر، به هنگامی که بارش افکار شفاهی را انجام می دهید، شایسته است آنچه توسط شرکت کنندگان بیان می شود، به گونه ای که در معرض دید همه حاضران باشد، نوشته شود. ممکن است هنگام نوشتن، به صورتی آن را وارد کنیم که به دسته بندی نظرات بیان شده کمک کند. البته ممکن است همین دسته بندی را با کمک شرکت کنندگان انجام دهید. اما این نوشتن ضروری است. وقتی نظرات نوشته می شود، به شرکت کنندگان این اطمینان را می دهد که آنچه بیان کرده اند یادداشت شده است و نظراتشان به دست فراموشی سپرده نمی شود. پیش آمده است خود من به هنگام نوشتن، روی یک تابلو، نظرات را فهرست کرده ام و همزمان روی برگه دیگری که آن هم در معرض دید است، نقشه ذهنی نظرات بیان شده را کشیده ام و در این نقشه تا جایی که امکان داشته است، نظرات را دسته بندی کرده ام. به هر حال، همیشه تلاش کرده ام که این نوشتن، زیبا و شیرین و گاه خوشمزه باشد!

نوشتن مهم است، به ویژه در پایان جلسات، وقتی که لازم است صورتجلسه ای تنظیم شود. گاهی در جلسات اولیه، این تسهیلگر است که در کنار یکی از شرکت کنندگان (با این هدف که بعدا ایشان آن را انجام دهد)، صورتجلسه را می نویسد. اما بتدریج تنظیم صورتجلسه را به یکی از شرکت کنندگان بسپارید. در باره صورتجلسه، می توانم نکات زیادی را بیان کنم، اما به نظرم هر چه گفته شود، زیاد اثربخش نباشد. این تمرینی است که باید در عمل انجام شود. فقط این نکته را بگویم که گاهی خود اعضای گروه محلی خلاقیت هایی را در تنظیم صورتجلسه به کار می برند که قابل توجه است. همین خلاقیت ها می تواند صورتجلسه را از یک «عمل صرفا لازم»، تبدیل به یک تجربه هیجان انگیز کند. دست شرکت کنندگان را باز بگذارید و ببینید که چطور می توانند آن را شیرین تر کنند. 

اما ماجرای نوشتن فقط نوشتن بارش افکار یا صورتجلسه نیست. گزارش نویسی از آن اموری است که باید به آن اهتمام ورزید. خوب است تسهیلگر دفترچه ای برای یادداشت های روزمره اش داشته باشد. به نظرم این دفترچه باید حاوی کلی نقشه های ذهنی از موضوعات متفاوت، نقاشی های قشنگ از کارهای روزمره، برخی درس های آموخته و حتی فرایندهای جلسات یا کارگاه ها باشد. تلاش کنید چنین تمرینی را آغاز کنید. قول می دهم دفترتان دیدنی شود. از آن دفترهایی که همه برای دیدنش لحظه شماری می کنند. 

یکی از کارهایی که من از تسهیلگرانی که همکارم بوده اند، درخواست می کردم انجام دهند، نوشتن خاطرات تسهیلگری شان بوده است. نوشتن این خاطرات به حرفه ای شدن تسهیلگران کمک می کند. در نوشتن این خاطرات، تسهیلگر با خودش مانند «شخص سوم» برخورد می کند. در واقع از «بیرون» به خودش می نگرد و بدین ترتیب، در هنگام نوشتن خودش را ارزیابی می کند. در عین حال، این نوشتن بخشی از مدیریت دانش در انجمنی است که کار تسهیلگری می کند. می توان این متن ها را کدگذاری کرد و بعدا مورد تحلیل قرار داد. 

البته داشتن دفترچه یادداشت های روزمره و نیز خاطرات نویسی بخش کوچکی از فرایند گزارش نویسی و مستند ساختن است. شکل های متنوعی از گزارش ها و مستندات وجود دارد که می توان به آنها اهتمام ورزید. برای برخی از دوستان نوشتن گزارش، دشوار است. بپذیریم این دشواری ارزش دارد. باید از آن استقبال کنیم و در عین حال، تلاش کنیم گزارش هایمان، هم حاوی فرایند باشد و هم حاوی نتایج. در گزارش ها، بخش خاصی را به چالش هایی اختصاص دهیم که با آنها روبرو شده ایم و توانسته ایم آنها را تبدیل به فرصت کنیم یا اینکه گروه محلی موفق شده از آن چالش عبور کند. همچنین توجه خاصی به درس های آموخته داشته باشیم. پیش از این به درس های آموخته پرداخته ام. در اینجا به این بسنده می کنم که درس آموخته یعنی ما رفتار تازه ای را تجربه کرده ایم که جواب داده است یا از تکنیکی استفاده کرده ایم که پیش از این نکرده بودیم یا راه تازه ای رفته ایم که قبلا نرفته ایم. لازم است که این درس ها جایی در گزارش ها بیان شود. 

می توانیم در اینستاگرام یا وب لاگ یا شبکه های اجتماعی نیز در باره تجربه هایمان بنویسیم. این تجربه دیگری است که می تواند شیرینی های خودش را داشته باشد. می توانیم در باره تجربه هایمان، درس هایمان یا ارزش های تازه ای که یافته ایم، بنویسیم. این کار البته مهارت می خواهد. هر یک از این شبکه ها محدودیت های خود را دارد. باید این محدودیت ها را شناخت تا بهتر بتوان از این امکان استفاده کرد. 

نوشتن را تمرین کنیم و آن را تبدیل به تجربه ای شیرین کنیم.