«متن زیر همان پست قبلی است با این تفاوت است که من نظرات و دیدگاه های دوستانی را که آن را خواندند و نظر دادند، در آن اعمال کردم. نمی دانم متن بهتر شده است یا نه، اما می دانم که حالا حتما کامل تر شده است. تمرینی برای نوشتار مشارکتی. هر جا کسانی نظر داده اند یا تغییری را پیشنهاد داده اند اسم شان را آورده ام.

متن را بخوانید:

بگذارید کمی در باره «نوشتن»، بنویسیم. ابتدا اینکه در جلسات و کارگاه‌ها، به‌عنوان تسهیلگر، به هنگامی که بارش افکار شفاهی را انجام می‌دهید، شایسته است آنچه توسط شرکت‌کنندگان بیان می‌شود، به گونه‌ای که در معرض دید همه حاضران باشد، نوشته شود. ممکن است هنگام نوشتن، به صورتی آن را وارد کنیم که به دسته‌بندی نظرات بیان شده کمک کند. البته ممکن است همین دسته بندی را با کمک شرکت‌کنندگان انجام دهید. اما این نوشتن ضروری است. وقتی نظرات نوشته می‌شود، به شرکت‌کنندگان این اطمینان را می‌دهد که آنچه بیان کرده‌اند یادداشت شده است و نظراتشان به دست فراموشی سپرده نمی‌شود. پیش آمده است خود من به هنگام نوشتن، روی یک تابلو، نظرات را فهرست کرده‌ام و همزمان روی برگه دیگری که آن هم در معرض دید است، نقشه ذهنی نظرات بیان شده را کشیده‌ام و در این نقشه تا جایی که امکان داشته است، نظرات را دسته‌بندی کرده‌ام. در حین نوشتن، ایده‌های تازه به ذهن شرکت‌کنندگان می‌رسد. به هر حال، همیشه تلاش کرده‌ام که این نوشتن، زیبا و شیرین و گاه خوشمزه باشد!

در ضمن، یادمان نرود که این نوشتن را، به صرف اینکه لازم است انجام ندهیم. باید بتوانیم در حین بارش افکار ارتباط خوبی با شرکت کنندگان برقرار کنیم، با میمیک صورت و نیز لحن مان یا تکرار ایده‌ها، بتوانیم این حس را به مخاطب منتقل کنیم که متوجه منظورشان شده‌ایم (متن اصلی از سعید نوری نشاط، تغییرات در پاراگراف بالا به پیشنهاد آقایان حامد کهرودی و فراز تبریزی و خانم فرزانه نرجسی).

رامین محمدی زره ناسی تجربه شیرینی از نوشتن در جلسات با کمک «ویدئو پروژکتور و لپ تاپ» دارد. ایشان می‌نویسد که نظراتی را که دوستان در جلسات می‌گفتند به صورت فونت‌های شفاف و بزرگ می‌نوشتند و جلوی هر جمله، فاعل آن را نیز می‌نوشتم و این موضوع باعث شد تا فرایند جلسات از یک حالت خسته‌کننده تبدیل به یک فرایند هیجان‌انگیز و لذت‌بخش شود به گونه‌ای که دیگران متوجه منظور هم می‌شدند و از تقابل و تضاد بی‌معنا جلوگیری می‌شد.

یادمان باشد که «نوشتن» یکی از مهارت‌های کاربردی و چهارگانه زبانی است که لازم است به آن تجهیز باشیم. اما نوشتن کجا به ما کمک می‌کند نوشتن مهم است، به ویژه در پایان جلسات، وقتی که لازم است صورتجلسه‌ای تنظیم شود. گاهی در جلسات اولیه، این تسهیلگر است که در کنار یکی از شرکت‌کنندگان (با این هدف که بعدا ایشان آن را انجام دهد)، صورتجلسه را می‌نویسد. اما بتدریج تنظیم صورتجلسه را به یکی از شرکت‌کنندگان بسپارید. در باره صورتجلسه، می‌توانم نکات زیادی را بیان کنم، اما به نظرم هر چه گفته شود، زیاد اثربخش نباشد. این تمرینی است که باید در عمل انجام شود. فقط این نکته را بگویم که گاهی خود اعضای گروه محلی خلاقیت‌هایی را در تنظیم صورتجلسه به کار می‌برند که قابل توجه است. همین خلاقیت‌ها می‌تواند صورتجلسه را از یک «عمل صرفا لازم»، تبدیل به یک تجربه هیجان‌انگیز کند. شایسته است جامعه محلی اهمیت و کارکرد نوشتن و صورتجلسه را درک کند و بیاموزد و بعد دست شرکت‌کنندگان ازجامعه محلی را باز بگذارید و ببینید که چطور می‌توانند آن را شیرین‌تر کنند (متن اصلی از سعید نوری نشاط، تغییرات در پاراگراف بالا به پیشنهاد خانم فرزانه نرجسی و آقایان سیامک دربیگی و عباس بیدار).

اما ماجرای نوشتن فقط نوشتن بارش افکار یا صورتجلسه نیست. گزارش‌نویسی از آن اموری است که باید به آن اهتمام ورزید. خوب است تسهیلگر دفترچه‌ای برای یادداشت‌های روزمره‌اش داشته باشد. به نظرم این دفترچه باید حاوی کلی نقشه‌های ذهنی از موضوعات متفاوت، نقاشی‌های قشنگ از کارهای روزمره، برخی درس‌های آموخته و حتی فرایندهای جلسات یا کارگاه‌ها باشد. تلاش کنید چنین تمرینی را آغاز کنید. این گونه نوشتن ذهن را راه می‌اندازد. بیاییم به این نوشتن عادت کنیم. قول می‌دهم دفترتان دیدنی شود. از آن دفترهایی که همه برای دیدنش لحظه شماری می‌کنند (متن اصلی از سعید نوری نشاط، با نظراتی از خانم‌ها پریسا باجلان و آفاق نیک نفس).

عالیه یعقوب زاده نوشته است که در یک کارگاه، به شرکت کنندگان گفتیم که هر یک گزارشی از کارگاه تهیه کند و جالب این است که هر یک از آنان گزارشی متفاوت از آن کارگاه نوشتند که تجربه قشنگی بود. همچنین می نویسد که در کارگاه دیگری، به هر یک از شرکت کنندگان یک دفترچه چهل برگ خوشگل دادم و به آنان گفتم که این را به خانه ببرند و با کمک همه افراد خانواده، هر شب به پرسش های خواسته شده در کارگاه، پاسخ دهند. این پاسخ می تواند نوشتاری، تصویری، گفتگو یا داستان یا نقل قول باشد. می توانند حتی عکس از محله را در آن وارد کنند. این کار خودش سندی از کار انجمن همیاران محله شد. کاری بسیار مشارکتی. و تسهیلگران نیز از مردم محله چیزهای بسیاری یاد گرفتند. کار زیبایی بود.

یکی از کارهایی که من از تسهیلگرانی که همکارم بوده‌اند، درخواست می‌کردم انجام دهند، نوشتن خاطرات تسهیلگری‌شان (لاگ یا روزنگار) بوده است. نوشتن این خاطرات به حرفه‌ای شدن تسهیلگران کمک می‌کند. در نوشتن این خاطرات، تسهیلگر با خودش مانند «شخص سوم» برخورد می‌کند. در واقع از «بیرون» به خودش می‌نگرد (بیان تجربه زیسته) و بدین ترتیب، در هنگام نوشتن خودش را ارزیابی می‌کند (نوشتن یعنی مرور خاطرات، برنامه آینده و درس‌های گذشته). این نوشتن اعجاز می‌کند. این نوشتن به نوعی نشان نظام مندی، سیستم تفکر و تصمیم گیری و التزام درونی ما به دیدگاه هایمان هست. در عین حال، این نوشتن بخشی از مدیریت دانش در انجمنی است که کار تسهیلگری می‌کند. می‌توان این متن‌ها را کدگذاری کرد و بعدا مورد تحلیل قرار داد (متن اصلی از سعید نوری نشاط با تغییر پیشنهادی آقایان ناصر عطوفتی وعباس بیدار و خانم‌ها آرزو سلامت‌نیا و زهرا معینی‌بخش). البته یادمان نرود که برای نوشتن خوب، باید بسیار خواند. نوشتن مهارتی است که در کنار خواندن تقویت می‌شود (خانم احترام سادات مازادی).

البته داشتن دفترچه یادداشت‌های روزمره و نیز خاطرات‌نویسی بخش کوچکی از فرایند گزارش‌نویسی و مستند ساختن است. یادمان نرود که تكيه بر قلم، همانا تكيه بر سند و استدلال است. شکل‌های متنوعی از گزارش‌ها و مستندات وجود دارد که می‌توان به آنها اهتمام ورزید. برای برخی از دوستان نوشتن گزارش، دشوار است. بپذیریم این دشواری ارزش دارد. باید از آن استقبال کنیم و در عین حال، تلاش کنیم گزارش‌هایمان، هم حاوی فرایند باشد و هم حاوی نتایج. در گزارش‌ها، بخش خاصی را به چالش‌هایی اختصاص دهیم که با آنها روبرو شده‌ایم و توانسته‌ایم آنها را تبدیل به فرصت کنیم یا اینکه گروه محلی موفق شده از آن چالش عبور کند. همچنین توجه خاصی به درس‌های آموخته داشته باشیم. پیش از این به درس‌های آموخته پرداخته‌ام. در اینجا به این بسنده می‌کنم که درس‌آموخته یعنی ما رفتار تازه‌ای را تجربه کرده‌ایم که جواب داده است یا از تکنیکی استفاده کرده‌ایم که پیش از این نکرده بودیم یا راه تازه‌ای رفته‌ایم که قبلا نرفته‌ایم. لازم است که این درس‌ها جایی در گزارش‌ها بیان شود. یک نکته مهم دیگر اینکه بهتر است در تیم تسهیلگری فردی که موظف به مستندسازی است نکات کلیدی تهیه گزارش را هم یادداشت بردارد تا تهیه گزارش تسهیل گردد (متن اصلی از سعید نوری نشاط، با نظرات آقای حسین بدری پور).

راز مانایی، پایایی و پویایی علم و دانش، نوشتن است. نوشتن، بسان بند پارچه ای است که پیرمردان و پیر زنان قدیمی بر انگشت خود گره می‌زدند، می‌ماند تا مطلب مورد نظرشان در جایی که می‌خواهند به یاد آورند. می‌نویسیم تا ازحافظه ی ما پاک نشود و با نشر آن، دیگران نیز از دانش بهره‌مند شوند. به قول خیام فضیلت آدمی با نوشتن کامل می‌شود و این است رمز زیبایی نوشتن. نوشتن معجزه می‌کند. کوتاه سخن اینکه در تسهیلگری چون پیوندی عمیق با حس درونی انسان دارد ترجیحا با کمترین فاصله از اتمام یک بخش از این فرآیند باید به تحریر درآید تا بازتاب روحی کلاس یا کارگاه آموزشی و ... عمیق‌تر مستند گردد، و به قول دکتر عادل سلیمانی، بنویسیم تا زنده بمانیم. نوشتن استمرار می‌دهد. با این نگاه، نوشتن نقش عظیمی در انتقال دانش و تجربیات داشته و یادگیری دارد و همچنان جایگاه آن در بین مهارت‌های مختلف، رفیع است. به قول یکی از تسهیلگران، به اشتراک گذاشتن تجربیات همان تثبیت ردپاهایمان در کوچه های روستاست. البته یادمان باشد که نوشتن مطلق نشود. زیرا گاهی ممکن است همه چیز را نرساند. گاهی لازم است برای انتقال تجربه چندبعدی (تصویر، صدا و ...) عمل کرد (متن اصلی از سعید نوری نشاط، با نظرات خانم‌ها راحله بحرانی، سمانه ساعدی، مریم احمدپور، افسانه احسانی و سونیا پیران و آقایان حسینعلی متولی و پیام احتسابیان و مرتضی پیروزبخت).

برخی بر این باورند که عده‌ای از تسهیلگران از نوشتن گزارش فراری هستند یا حتی می‌ترسند (به سبب قضاوت شدن) چون آموزش ندیده‌اند و در نظام آموزشی ما، نوشتن کم‌اهمیت تلقی می‌شود. یکی از ضعف‌های اساسی سیستم آموزشی ما این است که نوشتن را به ما یاد نمی‌دهد! آنقدر که روی دیکته تاکید می‌شود به انشاء توجه نمی‌شود. عامل دیگر شاید ادبیات حاکم بر فضای مجازی است که کمتر نشانی از نوشتن در آن هست. فضای مجازی باعث شده انگیزه سوادآموزی و حوصله‌ها کم شود و بیشتر میل به دیدن و شنیدن را ترغیب می‌کند تا خواندن. ولی توهم دانش را بالا می‌برد. گویا امروزه ادبیات شفاهی امروز بیشتر مقبول است (آقایان سیامک دربیگی، عباس بیدار و شهرام فرضی)‌. یکی از تسهیلگران بیان کرده است که در دوره‌ای که مهندس مشاور بوده گزارش‌هایی که می‌نوشت به دلیل آنکه خلاقانه نبود و ماهیت آن کارفرما محور بود نتوانست برایش تجربه چندان شیرینی شود و منجر به خستگی ذهنی و روحی هم می‌شد چنان که هنوز هم از نوشتن می‌ترسد و تلاش می‌کند بیشتر نقاشی کند. شاید هم هیچ آدابی و ترتیبی لازم نیست و نوشتن در فرآیند تسهیلگری به هر شکلی که انجام شود، مفید و موثر است (آقای رامین محمدی و خانم سارا احتشامی‌فر).

البته می‌توان برای کاستی سختی نوشتن، از ظرفیت تکنولوژی در تبدیل صوت به متن استفاده شود که خیلی کار نوشتن را تسهیل می‌کند (آقای ناصر نوربخش). یکی از طرفداران نوشتن می‌نویسد که «نوشتن باعث نظم ذهنی نیز می‌شود». با این وجود، به نظر چیزی که در لابلای عصر سرعت و سبقت و دیجیتال نباید مغفول شود این است که نوشتن با قلم و خودکار و کاغذ نیز تمرین شود. تمرین نوشتن با ابزارهای نوستالژیک خیلی روح‌نواز و ملایم‌تر است. در کل به هر بهانه و با هر ابزاری که می‌پسندیم بنویسیم (خانم سمیرا جولایی).

البته می‌توانیم فضای مجازی را به کار بگیریم و در اینستاگرام یا وب‌لاگ یا شبکه‌های اجتماعی نیز در باره تجربه‌هایمان بنویسیم. این تجربه دیگری است که می‌تواند شیرینی‌های خاص خودش را داشته باشد. می‌توانیم در باره تجربه‌هایمان، درس‌هایمان یا ارزش‌های تازه‌ای که یافته‌ایم، بنویسیم. حتی در باره ناکامی‌ها و شکست‌ها هم بنویسیم. بازخوردها را منعکس کنیم. این کار البته مهارت می‌خواهد. هر یک از این شبکه‌ها محدودیت‌های خود را دارد. باید این محدودیت‌ها را شناخت تا بهتر بتوان از این امکان استفاده کرد (متن اصلی از سعید نوری نشاط، با پیشنهاد از سوی خانم زهرا فارسی‌نژاد).

راستی یادمان باشد که هنگام نوشتن به «درست نوشتن»، «املای کلمات» و نیز «کاربرد صحیح علائم» در جای مناسب دقت کنیم تا خوانش متن راحت‌تر باشد. پس از نوشتن هر متنی باید دوباره یا چند بار آن را خواند تا از انتقال درست مفاهیم مطمئن شد. فراموش نکنیم که لحن گفتار در نوشته منتقل نمی‌شود؛ هر جا لازم است از واژه‌های مناسب با فضای گفتار در نوشته استفاده شود. اصول نگارش رعایت شود مانند فاصله‌ها و پاراگراف‌ها که به زیبایی نوشته کمک می‌کند. در عین حال، در متن، رعایت «مقدمه، محتوا و موخره یا جمع‌بندی» را نیز کنید (خانم‌ها احترام سادات مازادی و مریم احمدپور).

نوشتن را تمرین کنیم و آن را تبدیل به تجربه‌ای شیرین کنیم و از متن حاضر مانند یک راهنما برای ورود به جزئیات نوشتن استفاده کنیم.

با تشکر از خانم‌ها فرزانه نرجسی، احترام سادات مازادی، سمیرا جولایی، عطیه اخوت، راحله بحرانی، بهار وثیقی، عالیه یعقوب زاده، پریسا باجلان، آرزو سلامت‌نیا، مهدیه تجملیان، مریم احمدپور، آفاق نیک نفس، سارا محبوبی، سونیا پیران، زهرا معینی بخش، طهورا زمانی، زهرا فارسی‌نژاد، سارا احتشامی‌فر و افسانه احسانی، سمانه ساعدی، سودابه محمدپور، سحر کاظمی، و آقایان سیامک دربیگی، رامین محمدی زره ناسی، ناصر نوربخش، پیام احتسابیان، حامد کهرودی، رضا رجبی، ناصر عطوفتی، حسینعلی متولی، مرتضی پیروزبخت، عباس بیدار، عادل سلیمانی، فراز تبریزی، و حسین بدری پور.